راز – قسمت دوم

قانون جذب قانون طبیعت است و درست همچون قانون جاذبه، بی غرض.

هیچ چیز نمی تواند وارد تجربه ات شود، مگر اینکه آن را از طریق افکار غالب احضار کنی.

برای اینکه بدانی چه فکری می کنی، از خودت در مورد احساست سوال کن. احساسات ابزاری با ارزش هستند که فوری ما را متوجه هر انچه در ذهنمان می گذرد، می کنند.

غیر ممکن است که آدم احساس بدی کند و در عین حال افکاری خوب داشته باشد.

افکارت فرکانس تو را مشخص می کند و احساست بی درگ به تو می گوید که روی چه فرکانسی هستی. وقتی حال و هوای بدی داری، روی فرکانسی هستی که موضوعات بد بیشتری را جذب می کنی. وقتی حال و هوای خوبی داری، قدرتمندانه موضوعات خوب بیشتری را به سوی خود جذب خواهی کرد.

تغییر دهنده های راز، مثل خاطرات خوشایند، طبیعت یا موسیقی مورد علاقه ات، می توانند احساسات تو را دگرگون کنند و بی درنگ فرکانس تو را تغییر دهند.

احساس عشق بالاترین فرکانسی است که می توانی ساطع کنی. هر قدر عشق بیشتری احساس و از خود ساطع کنی، قدرت بیشتری را مهار می کنی.

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code