پنج مشخّصه یک هدف معجزه آسا

تا حالا پیش آمده که وقتی نگاهی به گذشته خود کردید، احساس کنید تا کنون کار چندان مفیدی انجام نداده اید؟ یا این که همیشه به گذشته تان افتخار کرده اید؟ چه قدر با آدم های موفّق، سر و کار داشته اید؟ یا اصلاً چه قدر موفّق بوده اید؟

هیچ وقت فراموش نمی کنم. اوّلین روزهای کلاس اوّل راهنمایی بود. دبیر انشا موضوعی داد با عنوان «برای اینده خود چه تصمیمی گرفته اید؟». همه ما کم و بیش، چیزهایی گفتیم تا نوبت به دانش آموز ممتاز کلاس رسید. بعد از خواندن انشایش، همگی ما چندین دقیقه با سکوت، همدیگر را نگاه کردیم. بعضی ها خندیدند و بعضی ها هم به فکر فرو رفتند… او نوشته بود: «من می خواهم در اینده، استاد دانشگاه بشوم». به نظر ما چنین رؤیایی برای دانش آموزی دوازده ساله، عجیب و خنده دار می رسید؛ امّا جالب است بدانید که آن دانش آموز، هم اینک دانشجوی دوره دکتری است و خیلی زود به کرسی استادی دانشگاه خواهد رسید، آن هم در کوتاه ترین زمان ممکن!

بدون هدف، هیچ کاری امکان پذیر نیست. هدف، معنای هر حرکتی است. گیاهی که به سمت نور خورشیدْ راه باز می کند، بچّه لاک پشتی که از زیر ماسه های نرم ساحل، سر بر می آورد و به سوی دریا به راه می افتد، ستارگانی که در مسیر خاصّی به حرکت در می ایند، همه و همه، هدف دارند.

آنچه مسلّم است، نمی توان تمامی اهداف را در یک گروه قرار داد. بعضی اهداف، برنامه زندگی بشر را رقم می زنند و بعضی شما را در زندگی کوتاه مدّتتان یاری می کنند تا انسان های موفّقی باشید.

هدف خوب، چگونه هدفی است؟ چه ویژگی ها و مشخّصه هایی دارد؟ چگونه می توان به آن دست یافت؟ تا حال، فکر کرده اید که چند هفته بدون غذا می توانید زنده بمانید؟ چند روز بدون آب، دوام می آورید؟ چند دقیقه بدون اکسیژن، زنده می مانید؟ و یا چند لحظه بدون اندیشه و هدف می توانید زندگی کنید؟

اگر ما را تا پایان این مقاله همراهی کنید، به طور مختصر، برای شما خواهیم گفت که چه ویژگی هایی می تواند از یک هدف، هدفی معجزه آسا بسازد.

  1. هدف شما باید دقیق، واضح و شفّاف باشد

چندین ماه از آخرین نتایج آزمون سراسری ورود به دانشگاه ها گذشته است. حتماً شما نیز چند نفر را می شناسید که در این آزمون، شرکت کرده اند. شاید خود شما هم همین آزمون گذشته را داده اید. کمی بیشتر، قبول شدگان آزمون را بررسی کنید. آنها چه هدفی از ورود به دانشگاه داشته اند؟ چه کسانی به سؤالات شما پاسخ روشنی داده اند؟ این که از قبل، رشته مورد علاقه شان را انتخاب کرده اند، آن را به طور دقیق، بررسی کرده اند و پس از روشن شدن کامل، برای رسیدن به آن، تلاش نموده اند. در مقابل، به افرادی نیز برمی خورید که می گویند: «فقط مهم اینه که دانشگاه قبول بشیم. چه رشته ای بخونیم، چندان اهمیتی نداره!» و… چند درصد این افراد توانسته ا ند این آزمون را پشت سر بگذارند و ایا کسانی که در آزمون ورودی موفّق شده اند، توانسته اند در آن رشته نیز به موفّقیت دست یابند؟

تا زمانی که به تجسّم دقیق و شفّافی از هدف خود نرسید، نمی توانید آن را از آنِ خود کنید. پس باید دقیقاً همه چیز را روشن نمایید.

برای مثال، اگر می خواهید به دانشگاه بروید، هدف خود را از رفتن به دانشگاه، مشخّص کنید. رشته تحصیلی خود را برگزینید، حتّی دانشگاهی را که می خواهید در آن درس بخوانید و با شرایط اقامتی شما همخوانی دارد، نیز انتخاب کنید. در خصوص بازار کار و شرایط ادامه تحصیل در آن رشته و یا مقطعی که می خواهید درس را به پایان برسانید، به خوبی بررسی کنید. وقتی جزئیات هدف را مشخص کردید، آن را با شرایط خود، وفق دهید و برای رسیدن به آن، گام بردارید.

به خاطر داشته باشید که تا خودتان تصویر ملموسی از آنچه می خواهید، نداشته باشید، هرگز به آن نخواهید رسید.

  1. خیلی بزرگ، امّا دست یافتنی باشد

این ضرب المثل را به خاطر دارید: «سنگ بزرگ، نشانه نزدن است»؟ شاید این جمله را هم شنیده باشید: «آدم های بزرگ، آرزوهای بزرگی دارند». لابد پیش خودتان فکر می کنید که چگونه می توان این دو تا را با هم جمع کرد؟ داستان همکلاسم را که در مقدمه گفتم، به خاطر دارید؟ تصوّر کنید که اگر او آرزوی استاد دانشگاه شدن را نداشت، ایا می توانست اکنون به چنین موقعیتی برسد؟ حال اگر هدف او صرفاً گرفتن یک مدرک معمولی بود، چه؟ ایا او نمی توانست مثل بقیه هم کلاس هایش، به بهانه دور بودن این هدف، از آن اجتناب کند؟

فراموش نکنید که زاویه دید انسان ها محدود است، امّا در عین حال، هر شخصی به میزان همّت و توانایی های خود، اینده را تجسّم می کند. هیچ موجودی را نمی توانید بیابید که یک شبه و بدون زمینه، به موفّقیتی دست یافته و یا کاری را به پایان رسانیده باشد. هیچ گاه از داشتن اهداف بزرگ، نهراسید. آدم های بزرگ، آرزوهای بزرگی دارند. نفرات اوّل کنکور امسال را قطعاً می شناسید. هیچ کدام از آنها نمی گویند که ما اصلاً تصوّر نمی کردیم نفر اوّل کنکور بشویم؛ بلکه همه آنها چنین هدف بزرگی را برای خود، ترسیم کرده اند و بدان رسیده اند. شاید این جمله را بتوان در مورد افرادی که مثلاً در قرعه کشی بانک ها برنده می شوند پذیرفت: «هیچ وقت فکر نمی کردم برنده ماشین بشوم!»؛ امّا این موارد، کاملاً نادر و استثنایی اند و تقریباً تمامی موفّقیت های بزرگ در زندگی آدم ها، نتیجه خواستن و تلاش خود آنهاست.

به خاطر داشته باشید که اهداف بزرگ، با اهداف خام و دست یافتنی متفاوت اند. مثلاً اگر هدف شما این باشد که رئیس جمهور یک کشور خارجی شوید، بدانید که این هدف، غیر ممکن است؛ چون اوّلین و بدیهی ترین شرط آن را ـ که تابعیت خود و پدر و مادرتان است ـ ندارید؛ امّا شما می توانید هدفی چون ریاست جمهوری کشور عزیزمان را داشته باشید. بیشتر فکر کنید. اگر نویسنده اید، سعی کنید برترین نویسنده جهان باشید. اگر دانشجوی هر رشته به ظاهر مهم یا معمولی هستید، به بزرگ ترین ها در رشته خود فکر کنید. پس «سنگ بزرگ» را زمانی نمی توان زد که هدف، خام و دست نیافتنی باشد، نه بزرگ! به خاطر داشته باشید، هر چه اهدافتان بزرگ تر باشند، وسعت همّت شما را نشان می دهند!

  1. هدف شما باید قابل تفکیک و انعطاف پذیر باشد

فرض کنید کتاب قطوری را به شما داده اند و در مدّت زمان کمی، از شما می خواهند که آن را مرور کنید و امتحان بدهید. قطعاً در نگاه اوّل، قُطر کتاب، شما را به وحشت می اندازد و اگر زود نجنبید، می بینید که وقتتان تمام شده و شما نتوانسته اید بجز چند فصل اوّل، چیزی بخوانید؛ امّا اگر کتاب را در دست بگیرید، تعداد صفحات و تعداد فصل های آن را مشخص کنید، آنها را تفکیک کنید و بر اساس زمان خود، برنامه ریزی کنید، می بینید که چه آسان می توانید از عهده آزمون برایید.

هدف شما باید شبیه همان کتاب باشد. باید بتوان آن را تفکیک نمود (یا به اصطلاح ساده تر: خُرد کرد و تکه تکه)، امّا پیوسته دنبال نمود. مثلاً برای «تاجر موفّق» شدن ـ که هدف نسبتاً بزرگی است ـ، ساده ترین راه، شامل چند مرحله است: تحصیلات اوّلیه مرتبط (مثلاً دیپلم حسابداری)، گذراندن دوره سربازی، شاگردی کردن در یک واحد تجاری (مغازه، شرکت و…)، پس انداز کردن و کسب اعتبار در معامله با مردم و کسبه و بانک ها، تأسیس یک واحد تجاری و… که برای رسیدن به هر کدام از آنها باید امیدوارانه برنامه ریزی کرد و گام به گام، تلاش نمود.

  1. برای دستیابی به هدف، زمان مشخّصی را در نظر بگیرید

مثلاً «دو سال». حال بر اساس این زمان، هدف خود را درون ماه ها، هفته ها، روزها و ساعت ها خلاصه کنید. همان طور که ثانیه ها، دقیقه ها را می سازند، دقیقه ها ساعت ها را و ساعت ها روز و هفته و ماه و سال را، اهداف شما نیز باید این گونه یکدیگر را تکمیل نمایند.

مثلاً تصمیم گرفته اید به زبان دیگری مسلّط شوید و مدّت زمانی که برای این کار در نظر گرفته اید، دو سال است. باید ابتدا قواعد را به خوبی به خاطر بسپارید، آن گاه متون و کلمات را. حال، زمانی را که برای رسیدن به هدفتان در نظر گرفته اید، به تعداد روزها تقسیم کنید، به طوری که بدانید در شبانه روز، چند ساعت را به آن اختصاص خواهید داد.

اگر وقت محدودی دارید، اهداف را بر اساس اولویت، تقسیم بندی کنید و آنهایی را که در صدر قرار دارند، زودتر انجام دهید. به خاطر بسپارید که این اولویت بندی می تواند نقش مهمی در موفّقیت ها یا شکست های شما ایفا نماید.

گاهی پیش می اید که بر اثر تحوّلاتی شرایط شما تغییر می کند. مثلاً مجبور می شوید خانه تان را عوض کنید و درمکان، دیگری ـ که بسیار دورتر از آموزشگاه زبان شماست ـ اقامت کنید. یک هدف خوب و ایده آل، هدفی است که قابلیت انعطاف پذیری داشته باشد و بتواند با شرایط شما کنار بیاید. البته این، بدان معنا نیست که شما کاهلی خود در انجام دادن وظایفتان را به حساب انعطاف پذیری هدفتان بگذارید و آن را دنبال نکنید؛ بلکه هدف شما باید راه کارهای دیگری هم برای رسیدن داشته باشد. ساده ترین مثالی که می توان برای این موضوع زد، هدف کوچکی مثل ورزش کردن است. شما تصمیم گرفته اید هر روز صبح، ورزش کنید و برای این منظور، صبح ها زود از خواب بیدار می شوید و در پارک نزدیک منزلتان «دو و میدانی» را تجربه می کنید. حال اگر یک روز صبح، باران شدیدی ببارد، شما نمی توانید به بهانه باران، آن روز را راحت در رخت خواب بمانید؛ بلکه باید راه حل دیگری پیدا کنید. مثلاً چه طور است نرمش ساده در منزل را امتحان کنید؟

  1. اهداف خود را به روی کاغذ بیاورید

شاید مهم ترین ویژگی یک هدف خوب، همین باشد: اهدافتان را بنویسید. وقتی موضوعی را مکتوب می کنید، به نوعی برای خودتان یک تعهّد به وجود می آورید که هر گاه به آن نگاه کنید، یادآوری خواهد شد. پس از آن که مراحل قبل را طی کردید، اکنون وقت آن است که آن را به روی کاغذ بیاورید. ابتدا هدف اصلی خود را مشخص کنید و بعد، میزان زمانی را که برای آن در نظر گرفته اید و سپس، آن را به قطعات کوچک تر تبدیل کنید و گام به گام، پیش بروید. شما شبیه مسافری هستید که کوله بار خود را با لوازم کافی بسته است و اکنون با در دست داشتن یک نقشه جدید، سفر خود را آغاز می کند. پس:

الف. رؤیا، آرمان و هدف خود را به روی کاغذ بیاورید.

ب . در یک فیلم یک دقیقه ای، تصوّر کنید به آن رسیده اید.

ج. هدف را به کائنات بسپارید و به دنبال قطعات آن، راه بیفتید.

حرف آخر

وقتی هدفی برای خودتان مشخص می کنید، هیچ محدودیتی برای آن قائل نشوید. شما اشرف مخلوقات هستید. برای شما غیر ممکن وجود ندارد. پس هر چه را اراده کنید، به دست خواهید آورد. در پایان، یک کلید اصلی را فراموش نکنید و آن، توکّل به خدا و یاری خواستن از خالق کائنات است. وقتی کاری را به پشتوانه خالق هستی شروع می کنید، علاوه بر آن که از الطاف بیکران او در مسیر بهره مند می شوید، پشتیبانی اش را هم به خوبی حس می کنید. حس می کنید که نیروی برتر و فرا زمینی ای شما را یاری می کند و این نیرو، آن قدر عظیم است که می تواند تمامی مشکلات را از پیش رو بردارد. از سوی دیگر، یک هدف درست، برای شما پتانسیل و انرژی لازم را ایجاد می کند و از آن پس، شوق و انگیزش درونی شماست که شما را به حرکت، وا می دارد. تا هدف نباشد، انگیزشی در کار نیست و وقتی انگیزشی نباشد، حرکتی به وجود نمی اید. پس این هدف را با توکّل به پروردگار، همراه کنید و مطمئن باشید که اعجاز خواهید دید!

منابع

  1. سمینار بزرگ موفّقیت، احمد حلّت، دانشگاه تهران، زمستان 1383.
  2. «مواظب باشید رؤیاهایتان را ندزدند»، جک کانفیلد، مترجم: حمید رضا بهلولی، مجلّه موفّقیت، سال هشتم، مهر 1384.
  3. «بزرگ فکر کن»، سهند حزین، مجلّه موفّقیت، سال هشتم، شماره 91.
  4. دیدار با سرنوشت، آنتونی رابینز، مترجم: مهدی مجرّدزاده کرمانی، تهران: راه بین، 1378.
  5. حدیث زندگی – خرداد و تیر 1386، شماره 35.
0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code